مهدی جان
اگر حجاب ظهورت
وجود پست من است
دعا نما که بمیرم
چرا نمی آیی…

 

شروعی دوباره شاید …..

شاید شروعی برای نوشتن در این روز باشکوه!

مهدی جان
اگر حجاب ظهورت
وجود پست من است
دعا نما که بمیرم
چرا نمی آیی…

حال من بی تو خراب است کجایی آقا
نقش من بی تو برآب است کجایی آقا
عمر بیهوده من بی تو چه ارزد تو بگو
زندگی بی تو سراب است کجایی آقا

دل غمگین مرا کی تو عنایت بکنی
منتظر بهر جواب است کجایی آقا
تا که از در برسی رخ بنمایی تو به من
دل من در تب و تاب است کجایی آقا
از غم دوری تو هر نفس ای راحت جان
گریه بی حد و حساب است کجایی آقا
داستان غم هجران تو ای یوسف من
قدر یک کهنه کتاب است کجایی آقا
چه شود گر نظری بر من بیچاره کنی
یک نظر بر تو صواب است کجایی آقا

 

به خدا طاقت هجران دگرم نیست بیا

 

به خدا طاقت هجران دگرم نیست بیا
غیر خوناب جگر در بصرم نیست بیا
سوی دلدار پریدن هوسی دیرین است
لیک در کنج قفس بال و پرم نیست بیا
پر پروانه به سوز غمت عادت دارد
به خدا واهمه ای از شررم نیست بیا
زار و بیمارم و رنجور ز بد عهدی عشق
با چنین حال طبیبی به برم نیست بیا
سینه ام مهبط عشق و دل من خانۀ توست
پر بهاتر گهری زین گهرم نیست بیا
از خداوند تو را محض خدا خواسته ام
غیر وصل تو هوایی به سرم نیست بیا
تا مگر وصل تو فریاد رسد عاشق را
مأمنی غیر سکوت سحرم نیست بیا

.۳۰beshgh