بسیاری از شعرهای مربوط به حماسه خرمشهر سروده شاعرانی است که خود در میدانهای نبرد حاضر بوده اند. حضور بسیاری از شاعران در صحنه حماسه خرمشهر موجب شد تا جغرافیای این منطقه در شعرها حضوری پررنگ داشته باشد و مخاطب بتواند فضا را با تمام عظمت فاجعه یا حماسه یا هنگام سقوط یا فتح خرمشهر احساس کند.

حماسه خرمشهر حماسه ای شگفت، ژرف و تکان دهنده است. حماسه ای که همچون نگینی تابناک بر تارک مقاومت مردم این مرز و بوم می درخشد و قلبها را از شور و ایمان سرشار می سازد. این حماسه در قلمرو سحرانگیز شعر و ادبیات پایداری هم از جایگاه رفیع و ویژه ای برخوردار است.آثاری که در این مورد خلق شده با رویکرد اجتماعی افزون تری روبرو شده، تا جایی که برخی از این آثار در

شمار شاهکارهای ادب معاصر مرتبه ای ممتاز یافته اند وهمین منزلت موجب شده تا بر سر زبانها جاری شوند.
روانشاد دکتر سید حسن حسینی در شرح غزل “غریبانه” در کتاب گزیده شعر جنگ و دفاع مقدس، چنین نوشته است: “گرفتن یا گل کردن و به تعبیر اهل فرنگ”هیت” شدن یک شعر یا ترانه در گرو شرایط پیدا و پنهانی است که به سختی تن به همنشینی با هم می دهند. باید در غم از دست رفتن خرمشهر سوخته باشی تا برای همیشه این غزل پرویز بیگی با صدای حزن آور نوحه خوانان جنگ در دهلیز جانت طبل عزا و حماسه را به صدا درآورد. بیگی حبیب آبادی را باید با این غزل شناخت.”
در بررسی جلوه های حماسی خرمشهر می توان گفت که نخستین طیف از اشعار مربوط به حماسه خرمشهر، اشعاری است که مربوط به ایام غم انگیز سقوط این شهر می باشد. در این گونه اشعار، شاعر با بیان ستمی که به این شهر و ساکنان آن روا شده است لزوم جهاد تا پیروزی، یا همان شعار معروف دوران جنگ را یادآور می شود که: “جنگ جنگ تا پیروزی.”
همچنین بسیاری از شعرهای مربوط به حماسه خرمشهر سروده شاعرانی است که خود در میدانهای نبرد حاضر بوده اند. حضور بسیاری از شاعران در صحنه حماسه خرمشهر موجب شد تا جغرافیای این منطقه در شعرها حضوری پررنگ داشته باشد و مخاطب بتواند فضا را با تمام عظمت فاجعه یا حماسه یا هنگام سقوط یا فتح خرمشهر احساس کند. در اکثر آثار شاعران واژگانی که دارای حس گرم جنوبی است، مورد استفاده قرار گرفته است؛ همانند: شط نخل، خورشید، خرما، کارون، زخم، اروند، شقایق، کربلا، مرغان مهاجر، بلم، تشنه، ساحل، سوخته و…
بخش قابل توجهی از اشعار حماسه خرمشهر مربوط به ستایش پایمردی، شجاعت و ایستادگی خستگی ناپذیر آنان است، در این آثار به شهید محمد جهان آرا و شهید محمد حسین فهمیده به عنوان نماد ایستادگی نگریسته شده و این شخصیتها مورد تحسین قرار گرفته اند.
از حیث قالب هم می توان گفت که اغلب قالبها، قالبهای متداول شعر همچون غزل، مثنوی، رباعی، دوبیتی و آزاد به استقبال این مفهوم شتافته اند. آن چه در پی می آید یادی و نگاهی است به سروده هایی که هر یک سندی ارزنده و ماندگار از حماسه ای سرخ و باشکوه است و البته ذکر آثار تمامی شاعران که در این عرصه رسالت خویش را به انجام رسانیده اند، میسر نمی باشد که جای پوزش بسیار دارد.

? حسین اسرافیلی:
باز خونین شهر ما، خرم شود
باز هر گلدسته ای پرچم شود

? محمود اکرامی:
شهری که می گویند شهر خورشید باشد، همین جاست
شهری که یوسف در آن جا ترس از برادر ندارد

? قیصر امین پور
تو همچون غنچه های چیده بودی
که در پرپر شدن خندیده بودی
مگر راه حیات جاودان را
تو از فهمیده ها، فهمیده بودی

? آرش بارانپور:
آه این کشف جاودان خونین شهر را/ با کدام زبان باید سرود؟/ بگذار جهان بداند/ بر این قوم قهرمان چه گذشته است/ بر خرمشهر/ که درود عشق، هزاران بار/ بر خاک مقدس و پاکش باد…

? نادر بختیاری:
با این که هزار بار ویران شده ای
در خاطر ما هنوز خرمشهری

? پرویز بیگی حبیب آبادی:
یاران چه غریبانه رفتند از این خانه
هم سوخته شمع ما، هم سوخته پروانه

? تیمور ترنج:
هنوز هم از بندرگاه/بوی عرق تن کارگران می آید/باز گشته ایم/تا این زخمی را/که بر گرده خونین خاکمان نشانده اند/التیام دهیم

? کاظم جیرودی:
خرم آن شهر که در کشور دل جا دارد
کوچه ای پر زگل لاله حمرا دارد

? احمد زارعی:
شهیدم! محمد! برادر! منم
که در شهر خونین قدم می زنم

? مجید زمانی اصل:
خرمشهر!/هرگز از خاطر نخواهیم برد/صمیمیت سیال تو را/ بوی نخلی کتفهایت را و شرجی ات را…

? حمید سبزواری:
به شهر آتش و خون و حماسه، خرمشهر
به پای صبر زراهی دراز آمده ایم

? محمود شاهرخی:
الا شهرخرم، الا شهر خون
که شد از ستم خاک تو لاله گون

? بهمن صالحی:
غم عظیم دل ما به دور شد زین فتح
که جان مام وطن باد از شما مسرور

? محمدرضا عبدالملکیان:
مژده فتح خرمشهر/در ساعت چهار بعد از ظهر/در خیابان آزادی/غریو شادی در طوفان حنجره ها/ و اشک زلال شوق/در سپیده چشمان شهر…

? علی عدالتی:
الا شهر حماسه، شهر خرم
تو را دست خدا آزاد کرده است

? همایون علیدوستی:
ای چشمهایت تا ابد بیدار، خرمشهر
وی کوه عزمت همچنان ستوار، خرمشهر

? ناصر فیض:
خانه ام روزی در این جا بود و نیست
آن طرف همسایه ما بود و نیست

? مشفق کاشانی:
نیست در دیباچه یاد تو جز تصویر فتح
آنچه در پیکار، شیران دلاور دیده اند

? سپیده کاشانی:
ای شهر خرم شهر، ای خاک گهرخیز
ای سینه، پر آذرت از غصه لبریز

? شیرینعلی گلمرادی:
به شهر سوخته سرفراز می گویم
که ایستاده چنین در فراز می گویم

? یدا.. گودرزی:
ای شهر همیشه سبز و خرم
از خاطره ها نمی شوی گم

? محمدعلی محمدی:
خرمشهر/دستان اهتمام پر از خالی/چشمان انتظار نمکسود/دلهای داغدار/شگفتا/امیدوار مثل اوان جنگ/این جا هنوز جنگ به پایان نمی رسد…

? امید مسعودی:
… شهری که درآمد و شد کهکشانی از ستاره های خون آلود/پیروزی را معنا کرد/و استقامت را تفسیر/هنوز هم میل بودن دارد/خرمشهر

? علی موسوی گرمارودی:
بلند آستان، شهر خونین ما
ز تو خرم، آیین ما، دین ما

? سیمیندخت وحیدی:
آه خونین شهر من، ای شهر من
دشمنت کی می رهد از قهر من

? محمدرضا یاسری(چمن):
گر چه کارون باشد از ما تشنه تر بر آب عشق
همچو خرمشهر جاری آب دارد تاب عشق؟
? و…

? کامران شرفشاهی