روزنوشت| صادقی با ضرب و زنگ
روزنوشت| صادقی با ضرب و زنگ

پایگاه خبری – تحلیلی رسانه ۷: رسانه ۷/ اردشیر لارودی؛ هستند عده‌ای که ساخته شده‌اند، انگار برای کار خاصی! هستند عده‌ای که ذاتاً پزشکند یا از اول پدیدار شده‌اند که مهندس باشند، یا جز به درد فرماندهی و ارتش و نظامی‌گری نمی‌خورند!در این میان، عده‌ای باید بروند به سمت و سوی معلمی! یا این که […]

پایگاه خبری – تحلیلی رسانه ۷:

رسانه ۷/ اردشیر لارودی؛ هستند عده‌ای که ساخته شده‌اند، انگار برای کار خاصی! هستند عده‌ای که ذاتاً پزشکند یا از اول پدیدار شده‌اند که مهندس باشند، یا جز به درد فرماندهی و ارتش و نظامی‌گری نمی‌خورند!
در این میان، عده‌ای باید بروند به سمت و سوی معلمی! یا این که فقط می‌توانند مدرس‌های خوبی باشند! همان‌طور که اندک‌شماری هم به دنیا می‌آیند تا شاعری پیشه کنند، نویسنده یا نقاش و…
در ورزش هم که خود عالمی دارد علی‌حده و جداگانه، همواره به کسانی برمی‌خوریم که جوهر و گوهر وجودشان، آن‌ها را به جانب مربیگری سوق می‌دهد! مربی‌های فطری! مربی‌های مادرزاد! حسین فکری، محمود بیاتی، منصور امیرآصفی، حسن حبیبی، پرویز دهداری، همایون شاهرخی، محمود یاوری، بهمن صالح‌نیا، حشمت مهاجرانی و اصغر شرفی، از این زمره‌اند! مربیان بالذات! مثل امیر ابوطالب و آقامدد! و رحیم دست‌نشان! در سال‌های اخیر هم از این مردمان ویژه داشتیم و داریم! حسین فرکی، امیر قلعه‌نویی، عبدا… ویسی، جلال چراغپور، منوچهر سالیا – کمی جلوتر- و…
می‌توان ابراهیم صادقی را هم، نظیر یحیی گل‌محمدی از این دست مردان دانست، اما به محض مرور و دقت دیدیم که ابراهیم صادقی و یحیی گل‌محمدی را هم باید و باید، حتماً باید، صد درصد باید، از سلسله مردانی دانست که برای مربی شدن، ساخته شده‌اند! جواد نکونام را هم نباید فراموش کرد که جواد هم یکی از اهالی همین قبیله است و مجتبی حسینی هم اگر کمی بیشتر هوای خودش را داشته باشد، از آن مردانی خواهد شد که برای مربیگری، وارد دایره فوتبال شده‌اند.
در جام شهدا، ابراهیم صادقی نشان داد که واجد همه ویژگی‌هاست و اغلب صفات لازم را دارد! ببینیم، آقایان یک کلام، چه روزی، از خر شیطان پایین می‌آیند و حضرات، چه زمانی، میل‌شان می‌کشد که لیگ برتر را با اجازه خودشان، راه بیندازند تا مربیان قدیم و جدید، به تن حریفان، صابون و کیسه بکشند! به نظر که امسال، سال تازه‌واردهاست!
آقای تاج، می‌برد یا می‌رود؟
مرغ آقای تاج که هنوز درباره برگزاری لیگ برتر، با ایهام سخن می‌گوید، یک پا دارد! معلوم نیست آقای تاج، خواسته سازمان لیگ را تکرار و تقاضای کمیته مسابقه‌ها را مطرح می‌کند، یا با پافشاری‌اش، سرود یاد دوستان می‌دهد!
معلوم نیست، فدراسیون بر اساس توانمندی سازمان لیگ تصمیم به تأخیر و تعویق مهم‌ترین مسابقه‌های فوتبال ایران گرفته است، یا بر پایه قدرت اجرایی خود، سازمان لیگ را به بازدارندگی، ترغیب و تشویق می‌نماید!
هر کدام دلیل هر کدام باشد! در اصل ماجرا، توفیری ایجاد نمی‌شود! متأسفانه چرخه رقابتی و چرخ‌های مسابقه‌های فوتبال ایران لنگ است! لنگیدنی به اختیار! لنگیدنی به دلخواه!
به نظر می‌رسد وارونه‌گری و معکوس‌کاری، شدت و حدت زیادشونده‌ای به خود گرفته است! به نظر می‌رسد مأموریت‌های اداری، عوض شده‌اند! در عمل دچار شده‌ایم به این اراده که مجریان لیگ برتر، بیشتر و بیشتر، به موانع نظر دارند و میل بازدارندگی دارند! یا دست‌کم این که مقاومتی علیه عوامل بازدارنده بروز نمی‌دهند.
آقای تاج، می‌برد این کاروان را، یا می‌رود با این کاروان؟
روند مثبت، روند رو به جلو
جریان وارونگی که به ماشین لیگ برتر، غلبانده می‌شود، مشغول است به موانع‌تراشی‌های غیرمرسوم و در عین حال ساز و کار برگزاری لیگ، لنگ‌لنگان از شدت لنگش خود می‌کاهد!
در هفته‌های آماده‌سازی تیم‌های لیگ برتری، نشانه‌های آشکاری دیده می‌شود که از پیشرفت امور مربوط به آغازیدن مسابقه حکایت دارد!
سازمان لیگ پیش‌شرط‌های ضروری، برای راه‌اندازی مسابقه‌ها را همچنان شرط اول و شرط لازم می‌داند، ولی تیم‌های لیگ برتر، نسبت به تمام سال‌های اخیر، روند مثبت‌تری را طی می‌کنند!
نزد استقلال، زیاد گل زدن و بازی‌های پرگلی را انجام دادن، تبدیل به یک «بلدیت» و یک شاخصه می‌شود! استقلال زیاد گل می‌زند و گل‌زن‌های پرشماری دارد!
حکایت پرسپولیس، حکایت دیگری است: کالدرون، واقعیت‌ها را به خوبی درک می‌کند! تیمی که در دست اوست، مجموعه‌ای آشنا، همخوان و صاحب بازی یک‌دست است! پرسپولیس نیازی به «زیر ابرو» برداشتن تیمش ندارد! فقط باید این تیم را بیشتر باور کرد و بیشتر به بازی‌اش گرفت! بیش دویدن و بیش بازی کردن، کلید جهش پرسپولیس است!
در جام شهدا – که نحوه اجرایش، صدای همه را درآورد و معلوم شد، هیچ برابر دستور فدراسیون فوتبال هم نبود- علاوه بر پرسپولیس، که خود را به سنگ محک خوش‌عیاری زد و خود را به خوبی شناخت و تصمیم‌های تیم‌پسندانه‌ای اتخاذ کرد، تیم سایپا را هم دیدیم و بازی مطلوب یاران ابراهیم صادقی را ستودیم! سایپا دیگر آن تیم خسر الدنیا و خسر فی‌الاخره، نیست! صادقی خواسته یا ناخواسته، دانسته یا نادانسته، فلسفه دارد و مانیفست قابل قبولی، برای اجرای فلسفه‌اش دارد!
جام شهدا، اگر چه در اجرایش، با هزار منع و مانع روبه‌رو شد، اما برای دل دادن به دو تیم –سایپا و پرسپولیس- هر چیز لازمی را داشت!
سپاهان و لشکر ۴۰ هزار نفره اصفهان
سپاهان، از تیم‌هایی بود که دانسته حرکت کرد! قلعه‌نویی، پخته و مسلط، تیمش را اداره و مجموعه فنی سپاهان را، مدیریت می‌کند! شک نکنید که سپاهان ۹۸، پخته‌تر و جا افتاده‌تر از هر تیمی، در نقش جهان ۴۰ هزار نفره بازی خواهد کرد! مشکل‌پسندی اصفهانی خود را، این‌طور بروز می‌دهد: … همه با هم در نقش جهان! بازی‌های گزینشی سپاهانی‌ها، شامل ۱۵ بازی در لیگ برتر می‌شود! سپاهان، صفاهانی‌ها را از خانه خارج می‌کند! سپاهان در ترکیه – استانبول- کاری کرد کارستان! اول غازیان‌تپه را زد، سپس بورسا اسپور را شکست داد و دست آخر هم گنجلر بیرلیگی را. ژنرال، یک دقیقه از وقتش را تلف نکرد و هدر نداد!

منبع خبر: خبر ورزشی

آخرین اخبار روز ایران و جهان را در سایت خبری-تحلیلی رسانه ۷ بخوانید.