آیا رقیب و عتید در قرآن نام دو فرشته است؟
آیا رقیب و عتید در قرآن نام دو فرشته است؟

پایگاه خبری – تحلیلی رسانه ۷: این آیه در سوره ق قرار دارد. به چند دلیل به نظر می رسد که از این آیه نمی توان به دو فرشته رقیب و عتید رسید. ابتدا آیات ۱۶ تا ۱۸ سوره ق را با ترجمه فولادوند مرور می کنیم: وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ […]

پایگاه خبری – تحلیلی رسانه ۷:

این آیه در سوره ق قرار دارد. به چند دلیل به نظر می رسد که از این آیه نمی توان به دو فرشته رقیب و عتید رسید. ابتدا آیات ۱۶ تا ۱۸ سوره ق را با ترجمه فولادوند مرور می کنیم:

وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ ﴿۱۶﴾ و ما انسان را آفریده‏ ایم و می‏ دانیم که نفس او چه وسوسه‏ ای به او می ‏کند و ما از شاهرگ [او] به او نزدیکتریم (۱۶) إِذْ یَتَلَقَّی الْمُتَلَقِّیَانِ عَنِ الْیَمِینِ وَعَنِ الشِّمَالِ قَعِیدٌ﴿۱۷﴾ آنگاه که دو [فرشته] دریافت‏ کننده از راست و از چپ مراقب نشسته‏ اند (۱۷) مَا یَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَیْهِ رَقِیبٌ عَتِیدٌ ﴿۱۸﴾ [آدمی] هیچ سخنی را به لفظ درنمی ‏آورد مگر اینکه مراقبی آماده نزد او [آن را ضبط می ‏کند] (۱۸).

آنچه در تفسیر این آیات آمده است این است که علامه طباطبائی (طباطبائی، ۱۳۸۴، ج. ۱۸٫ ۵۱۵ ۵۱۸) «خلقنا» را درآیه ۱۶ سوره ق خلقت اول، ولی «نعلم ماتوسوس» را برای زمان حال و نیز وسوسه را به معنای خطور افکار زشت در دل می داند (۵۱۸) که قابل بحث است. همچنین نوشته اند که «خدای تعالی قادر بر خلقت انسان و عالِم به وضع او است حال یا بدون واسطه یا با وساطت فرشتگان حفیظ و نویسنده» (۵۱۸). که به نظر می رسد محل اشکال باشد. وی در مورد اذ یتلقی …آیه ۱۷ بیان می دارد که «کلمه «تلقی» و »تلقن» به معنای گرفتن است و مراد از «متلقیان» به طوری که از سیاق استفاده می شود دو فرشته ای است که موکل بر انسانند، و عمل او را تحویل گرفته آن را با نوشتن حفظ می کنند… و «عن الیمین و عن الشمال قعید» یعنی دو فرشته ای که یک در سمت راست نشسته و یکی در سمت چپ… «و به یاد آر و متوجه باش این را که دو فرشته عمل انسان را می گیرند و منظور از این دستور این است که به علم خدا اشاره کند و بفهماند که خدای سبحان از طریق نوشتن  اعمال انسانها توسط ملائکه به اعمال انسانها علم دارد، علاوه بر آن علمی که بدون وساطت ملائکه و هر واسطه دیگر دارد». (۵۲۰)… و در ذیل آیه ۱۸ می¬نویسد «با اینکه جمله اول تمامی کارهای انسان را شامل می شد، و جمله دوم تنها راجع به تکلم انسان ، از باب ذکر خاص بعد از عام است…»(۵۲۱).

با توجه به تفسیر فوق و با آنکه در تفاسیر مجمع البیان ، جلالین  (بی تا)، و زمخشری  به ذکر ملکین تصریح کرده اند اما علامه طباطبائی می نویسد که از سیاق آیات بر می آید که متلقیان دو فرشته اند و الا در متن چیزی راجع به آن وجود ندارد. نکات دیگری که با مطالعه این آیات و آیات کل سوره به نظر می رسد این است که:

الف  آیات سوره ق به گونه ای است که سیاق کلی در باره منکران رسالت و معاد است و خدا ویژگی های خلقت آسمان و زمین و گسترش آن، کوهها و نباتات، نزول باران و مانند آن را بیان می کند و اینکه اقوامی چون قوم نوح، رس، ثمود، فرعون، لوط، اصحاب اَیکَه و قوم تُبَّع بودند که پیامبران را تکذیب کردند و آنگاه با استفهام انکاری بیان می دارد که آیا آنها [فکر می کنند] ما از آفرینش اول خسته شدیم؟ در حالیکه ما می دانیم آنچه در نفس آدمی می¬گذرد و ما به او از رگ گردن نزدیکتریم. بعد دو آیه [به یاد آر] هنگامی¬که دو القا کننده از راست و چپ نشسته اند و هیچ قولی را بشر بر زبان نمی آورد الا اینکه در آنجا رقیبی آماده کار است. اگر آیات فوق را به فرشتگان و مأموریتشان برای ثبت و ضبط کردار انسان اختصاص دهیم به نظر می رسد با سیاق کل سوره همخوانی ندارد.

ب  آیا به کاربردن صیغه جمع در آیه به این معنا است که هم خدا و هم فرشتگان او از رگ گردن به انسان نزدیکترند؟ به نظر نمی رسد چنین باشد زیرا در آیه دیگر قرآن داریم که خدا می فرماید «أَنَّ اللَّهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ» (انفال، ۲۴).  اگر فرشتگان هم چنین قدرتی داشته باشند باز به اذن خدا است.

ج  اگر چه در آیه ۱۷ بحث از متلقیان به صورت تثنیه است ولی در آیه ۱۸ رقیب و عتید دو عنوان نیست بلکه هر دو وصف یک عنوان اند و «واو» عطف در بین آنها نیست؛ اما در متون و سخنرانی های مذهبی رقیب و عتید را نام دو فرشته ذکر کرده و بر آن تأکید فراوان شده است (آرتیکل. تبیان نت، ۱۲/۵/۹۸). بر خلاف سائق و شهید که در آیات بعد از آن است که دو تا است. بنابراین نمی توان از رقیب و عتید به دو فرشته استناد کرد که در چپ و راست انسان مراقب اویند و افعال او را ثبت می کنند.

د  در آیه ۱۶ خدا می فرماید ما می دانیم آنچه در نفس شما وسوسه می¬شود و ما از رگ گردن به شما نزدیک تریم «نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ» و این اوج نزدیکی خدا به انسان است. اگر بعد از آن ذکر فرشتگانی که اعمال انسان را می نویسند بیاید خیلی گویا نیست. اگر قبل از آیه فوق می آمد می شد آن را پذیرفت. تعلیل هم صحیح نیست یعنی اینکه بگوئیم «اذ» به معنای زیرا است. علامه طباطبائی (۱۳۸۴، ج. ۱۸٫ ص.۵۲۱) هم می نویسد که «از مذاق قرآن به دور است که علم خدای تعالی را با علم ملائکه با حفظ و نوشتن آنها تعلیل کند». یعنی وقتی خدا از رگ گردن به بشر نزدیک تر باشد دیگر کتابت فرشتگان رقیب و عتید محلی از اعراب ندارد. زیرا این نوشتن یا برای اطلاع خدا است که خود فرموده  من از رگ گردن به او نزدیکترم و طبعاً نیازی به نوشتن فرشتگان نیست، یا برای یادآوری به بشر است که حق بود قبل از بیان آیه «ما از رگ گردن به او نزدیکتریم» می آمد تا از کم به زیاد ختم می شد.

ه اگر متلقیان نام دو فرشته است چرا خدا آن را مَلَکین نگفته است با آنکه نام مَلَک در قرآن (یوسف، ۱۳) آمده است. همچنین اگر رقیب عتید نام دو فرشته باشد آیا هر دو انسان را به کار نیک دعوت می کنند پس راست و چپ آن چه معنا می دهد؟ همچنین قعید را چگونه باید تعبیر کرد؟ آیا آن دو فرشته نشسته اند و یا آدمی را می¬نشانند؟ علامه طباطبائی می نویسد (ج. ۱۸٫ ص. ۵۲۱): «می خواهد موقعیتی را که ملائکه نسبت به انسان دارند را تمثیل کند و دو طرف خیر و شر انسان را که حسنات و گناهان منسوب به آن دو جهت است را به راست و چپ محسوس انسان تشبیه کند»

و  اگر متلقیان و نیز رقیب و عتید دو فرشته باشند با توجه به اینکه می گویند فرشتگان همچون هوا مکانی را اشغال نمی کنند (تبیان نت، ۱۶/۵/۱۳۹۸) و به قولی موجودات مجرد در جهت قرار نمی گیرند (طباطبائی، ج. ۲۰، ۵۲۴) معلوم نیست چگونه همواره می توانند همراه انسان باشند؟ همچنین آنها در موقع خوابِ انسان چه می¬کنند و به ویژه پس از مرگ او تکلیفشان چه می شود؟

ز  اگر یکی مأمور نوشتن کارهای نیک و دیگری مأمور نوشتن کارهای بد است آیا یکی بر دیگری فضیلت و برتری دارد؟

ح  علامه طباطبائی می نویسد (۵۲۱) «که ذکر آیه «ما یلفظ من قول الا لدیه رقیب عتید» بعد از آیه اذ یتلقی المتلقیان … ذکر خاص بعد از عام است» یعنی در آیه اول همه اعمال را شامل می شود و در آیه دوم قول را مطرح کرده است. به نظر نمی¬¬رسد توجه به قول بعد از ذکر همه اعمال توجیه چندانی داشته باشد!. ضمن اینکه نوشتن اعمال گفتاری بدون توجه به افعال و نیات، گاهی تخصیص بلامرجح است. چه بسا افرادی با نیات پلیدی هستند که همواره مترصد فساد و افساد اند و زمینه انجام آن را پیدا نمی کنند، آیا افراد با نیات بد مصونیت کامل دارند؟

از مجموع سؤالات فوق بر می آید که اگر قرار باشد به آنها پاسخ عقلانی داده شود و صرفاً بر مبنای تعبد نباشد می توان پیشنهاد زیر را داد که با سیاق آیات سوره ق بیشتر می خواند و با آیات دیگر قرآن هم وفق بیشتری دارد و آن این است¬که:

الف  به نظر می رسد که «اذ یتلقی المتلقیان» یا اشاره به عوامل و راههای خیر و شر دارد که خدا در آیات دیگر از آن به آزمون خیر و شر یاد کرده و «نَبْلُوکُمْ بِالشَّرِّ وَالْخَیْرِ ، انبیا، ۳۵»، یا شاکر یا کافر بودن انسان را مطرح  می کند «إِمَّا شَاکِراً وَ إِمَّا کَفُوراً ً» (دهر، ۳) . بنابراین می شود که در این آیات که خدا وجه خلقت آسمان و زمین را بیان می¬کند و رابطه خدا را با بشر بیان می¬دارد که از رگ گردن به او نزدیکتر است آنگاه به ویژگی انسان می پردازد که او چنین ویژگیهایی دارد که دو القا کننده (سائق) همواره به او القا و الهام می کنند و او را به راه خیر و شر می خوانند.

ب  در مورد «عن الیمین و عن الشمال قعید» هم  دو صورت می توان مطرح کرد و آن اینکه یا عوامل خیر و شر او را به خود فرا می¬خوانند و آنها در پای او نشسته اند تا او را با خود همراه کنند و به اصطلاح یارگیری می کنند که این تعبیر با آیه اصحاب یمین و شمال در سوره واقعه همخوانی دارد. یا اینکه بهتر است گفته شود که در مقابل صراط مستقیم، راههای انحرافی از چپ و راست او را به نشستن و ماندن دعوت می کنند و او را از رفتن به راه مستقیم باز می دارند.  اگر این را بپذیریم آنگاه با آیه بعدی همخوانی دارد که می فرماید آدمی هیچ قولی را بر زبان نمی آرد الا اینکه خود او ناظر و برای انجام آن آماده به کار است.

پ  بخش «لدیه رقیب و عتید» یعنی انسان نسبت به کاری که می کند مسئول و متعهد است؛ چه کار نیک باشد یا کار بد. حال چه قول را به معنای بر زبان راندن گفتاری با معنا تلقی کنیم و یا انجام کاری که اگر از وی سؤال شود پاسخش این خواهد بود که من دارم چنین کاری را انجام می دهم. از این رو هر کس مسؤل کار خویش است؛ زیرا که هر شخص برای انجام گفته اش ، نیک یا  بد، آماده به کار است و مسؤلیتش را می¬پذیرد. اگر چنین باشد با آیات بعدی این سوره هم همخوانی بیشتر دارد (که چون سکره موت آمد و سپس در نفخه صور دمیده و با او سائق و شهید همراه شد و …، و نیز با این آیه که تو در غفلت بودی و ما پرده از روی چشم تو برداشتیم و حال چشم تو بسیار تیز بین است). آیات بعدی سوره ق اوصاف دو گروه خوب و بد را هم بیان می دارد. این بیان با روایت «الیمین وَ الیَسارُ مَضَلَّهٌ و الطَّریقُ الوُسطی‌ هِیَ الجادَّه » (نهج البلاغه، خطبه ۱۶) نیز همخوانی دارد. وجوه دیگر این نوع نگاه عبارتند از:

ت  اگر تعبیر فوق را بپذیریم با آیه قبل که خدا از آگاهیش از وسوسه در نفس انسان خبر می دهد سازگار تر است. زیرا که یمین و شمال به معنای انحرافات راست و چپ و یا وسوسه کنندگان از چپ و راست است که دائماً انسان را تحریک و فکر او را مشغول می کنند.

ج  می¬توان آیه «واذ یتلقی المتلقیان» را به هستی شناسی و آیه بعد را به معرفت شناسی مرتبط دانست. و این به این معنا است که خدا به هر وسوسه نفس انسانی آگاه و از رگ گردن به بندگانش نزدیک تر است؛ اما بشر در تحت تأثیر القاءات بیرونی چپ و راست که در حوزه هستی شناسی است اقداماتی انجام می دهد که خود مسئول آن است. اما تا وقتی آن را بروز نداده و با گفتار خود پرده از روی نیت خویش برنداشته است هنوز معرفتی رد و بدل نشده است (فدائی، ۱۳۹۵).

چ  در آیه «ما یلفظ من قول» به اهمیت گزاره و معرفت گزاره ای اشعار دارد و آن این است که انسان خود تصمیم می¬گیرد. تا وقتی تصمیم نگرفته است حرجی بر او نیست؛ اگرچه قلباً ممکن است ناراحت و گناهکار (فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ، بقره، ۲۸۳) باشد ولی زمانی که آن را به زبان آورد و یا به عملی مشغول شد به طوری که اگر از او بپرسند چه می¬کنی آن را با گزاره ای بیان می کند، هم خود آماده به کار بوده و لذا عواقبش با خودش هست، و هم تأثیراتی در خارج می¬گذارد که دیگران ناظر و آماده کار (رقیب و عتید) می شوند. سائق و شهید درآیات بعد که ناظر به قیامت است می تواند اقدامات او را تبیین کند.

ح  این تعبیر به جای اینکه رقیب و عتید را به امری درونی و شخصی اختصاص دهد که دو فرشته بر اعمال انسان نظارت و افعال او را یادداشت می کنند به امور بیرونی و اجتماعی تسری می دهد که همه بدانند که این انسان است که مسئول است و هر مشکلی پیش آید توسط خود او است. البته اگر دلائل قانع کننده ای بر وجود فرشتگان در چپ و راست انسان هم پیدا شود مانعی با تفسیر فوق ندارد.

خ  با این تعبیر به جای آنکه انسان به عالم غیب بیندیشد و به فکر نظارت و نگارش اعمال نیک بد خود توسط فرشتگان نامرئی باشد به عالم شهود فکر می کند و باید مواظب چپ و راست خود و دشمنان واقعی در قالب دوست یا دشمن باشد تا به پرتگاه سقوط نکند.

د  اگر این تعبیر پذیرفته شود با دو کلمه سائق و شهید هم قابل جمع است. زیرا می توان آیه ۱۷ را نماد انگیزه های بشری برای انجام کار به حساب آورد. انگیزه همان سائق است که بشر را از درون، با تأثیرپذیری و وسوسه برون به انجام کاری سوق می دهد. اما وقتی مرتکبِ عملی شد هم اعضای بدن شاهدند (أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِی أَنْطَقَ کُلَّ شَیْءٍ، فصلت، ۲۱) که اقدامی صورت گرفته و هم دیگران در صورت مشاهده می توانند بر آن شهادت دهند. در روز قیامت که (یَوْمَ تُبْلَی السَّرَائِرُ ، طازق، ۹) است هم سائق و هم شاهد حضور دارند و از این رو است که می فرماید فبصرک الیوم حدید.(ق. )، امروز چشم تو تیز بین است.

منابع:

قرآن
نهج البلاغه
فدائی، غلامرضا (۱۳۹۵). جستارهایی در هستی شناسی و معرفت شناسی. تهران: امیرکبیر.
https://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=934&articleid=830192

منبع خبر: خبر آنلاین

آخرین اخبار روز ایران و جهان را در سایت خبری-تحلیلی رسانه ۷ بخوانید.

این مطالب را از دست ندهید
Widget not in any sidebars